تبليغاتX
فردائی زیبا
فردائی زیبا

دفاع از معتقداتم...
 
 
 

موضوعات

مقالات

ادعیه و مناجات

اشعار زیبا

اخبارفرهنگی و اجتماعی داغ روز

عکس

داستان های ماندگار

 

پیوند ها

صدای دوست

ولوله در شهر

الهام

نقطه نظر

ورقا

نگاه

بوی باران

وبلاگ صداي دوست

جوان بهائي

نت احساس

نيروي جوان

هم نوا

طنين صلح

جوان فردا

جام جهان نما

گفتــگـــو

روضه قلب

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

بیایید برای برقراری صلح و خاموشی آتش جنگ دعا کنیم...

مطلع کتاب مستطاب ایقان

بیاناتی کوتاه در مقام انسان

دعا کنیم...

اشک اندوه و شمع فرشته

یادی از روز صعود حضرت عبدالبها,

دیدار با حضرت عبدالبهاء

مونولوگِ " عشق "

 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0
رتبه سنج گوگل

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

مطلع کتاب مستطاب ایقان

    جوهر اين باب آنکه سالکين سبيل ايمان و طالبين کؤوس ايقان بايد نفوس خود را از جميع شئونات

عرضيّه پاک و مقدّس نمايند، يعنی گوش را از استماع اقوال و قلب را ازظنونات متعلّقه به سُبُحات جلال و

روح را از تعلّق به اسباب ظاهره و چشم را از ملاحظه کلمات فانيه  و متوکّلين علی اللّه و متوسّلين اليه

سالک شوند تا آنکه قابل تجلّيات اشراقات شموس علم و عرفان الهی و محلّ ظهورات فيوضات غيب

نامتناهی گردند . زيرا اگر عبد بخواهد اقوال و اعمال و افعال عباد را از عالِم و جاهل ميزان معرفت حقّ و

اوليای او قرار دهد هرگز به رضوان معرفت ربّ العزّه داخل نشود و به سر منزل بقا نرسد و از جام قُرب و رضا

مرزوق نگردد.

یکشنبه بیست و دوم دی 1387 |

 

یادی از روز صعود حضرت عبدالبها,

به یاد بزرگمردی ایرانی در یادواره ای جاودان

 سه شنبه ٢٩ نوامبر ١٩٢١، نُه نفر از بزرگان فلسطین در سوگ حضرت عبدالبهاء، جانشین بنیانگذار آئین بهائی، سخنانی ایراد داشتند که باعث افتخار ایران و هر ایرانی است. ایشان که از سنین کودکی به همراه پدر از ایران تبعید شد، روز ٢٨ نوامبر ١٩٢١ در شهر حیفا، فلسطین، دنیای خاک را بدرود گفت که در یادواره اش حدوداً ده هزار نفر حضور داشتند. سالروز صعود آن حضرت را به تمامی بهائیان جهان تسلیت میگویم.

سخنران اوّل، یوسف ‏الخطیب، خطیب مشهور مسلمان، از جمله گفت: هر روز کاروان درگذشتگان از برابر شما می‏گذرد و شما اعتناء نمی‏کنید، پس امروز برای که اشک می‏ریزید؟ آیا برای کسی گریه می‏کنید که دیروز بزرگ بود و امروز با درگذشتش بزرگ‌تر است؟ برای کسی که به جهان جاودان شتافته اشک نباید ریخت. گریه کنید برای فقدان مظهر فضل و ادب! برای خود اشک بریزید که زیان کننده شمائید. کسی را که از دست داده‏اید، فقط از دیدگان پنهان شده امّا در ملکوت جاودان ابدیّت یافته است. اشک بریزید برای کسی که مدت هشتاد سال برای شما اشک ریخت. از کدام خصلت بزرگ او یاد کنم؟ خصائل نیک او چنان فراوان بود که نه به گفتار در آید نه به شمارش. کافی است بگویم که او در هر قلبی اثری والا و در هر زبانی کلامی زیبا بر جای نهاد. کسی که چنین خاطره پر شکوهی بر جای نهاده نمرده است.


ادامه مطلب

جمعه بیستم دی 1387 |

 

تساوی حقوق رجال و نساء-جواب به دوست عزیزمان

الف :مسئله میزان مهریه


جناب فروزنده بیان داشتند که طبق حکم کتاب اقدس(میزان مهریه درشهرها نوزده مثقال طلاست و در دهات نوزده مثقال نقره است) مقدار مهریه زنان روستائی با مهریه زنان شهری متفاوت است و این را دلیل بر عدم تساوی حقوق عنوان کرد اما جناب فروزنده و یا سایر محققین به ادامه آیه و توضیحات حضرت بهاء الله در رساله سئوال و جواب توجه نفرموده اند که مراد  شهر و روستا است نه زن ومرد روستائی و شهری دوم آنکه محل سکونت مرد مطمح نظر است نه محل تولدش یعنی اگر مردی روستائی باشد و در شهر سکنی گزیده باشد میزان مهریه متفاوت خواهد بود چنانچه اگر مردساکن روستا بخواهد از شهرهمسر بگیرد بر حسب نقره مهریه خواهد داد و اگر مردساکن شهر بخواهد از روستا همسر بگیرد مهریه زنش طلا خواهد بود وچنانچه ملاحظه می شود در این صورت مهریه زن روستائی طلا می شودو مهریه زن شهری نقره  لذا طبق این توضیح حضرت بهاء الله، تفاوتی بین زن روستائی و زن شهری نخواهد بود یعنی اگر زنی بامردساکن روستا ازدواج کند مهریه اش نقره خواهد بود و اگر بامردساکن شهر ازدواج کند مهریه اش طلا خو اهدبود و بالعکس اگر زن شهری بامرد ساکن شهر ازدواج کند مهریه اش طلا خواهد بود واگر بامرد ساکن روستا ازدواج کند مهریه اش نقره خواهدبود لذا ملاحظه می شود که بین زن روستائی وزن شهری تفاوتی در آئین بهائی دیده نمی شود حکم حضرت بهاءالله در مورد توضیحات فوق چنین است در رسا له سئوال و جواب نازل  سئوال :در مهر اهل قری که فضه تعیین شده باعتبار زوج است یا زوجه یا هر دو ودر صورت اختلاف که یکی شهری و دیگری از قری باشد چه باید کرد جواب :مهر باعتبار زوج است اگر اهل مدن است ذهب واگر از اهل قری است فضه .سئوال:میزان شهری و دهاتی بچه حد است .جواب :میزان توطن است هر جا وطن نماید مطابق حکم کتاب رفتار شود .پس با توجه به بیانات حضرت بهاءالله در رسا له سئوال و جواب واضح و مبرهن گردید که قضیه از چه قرار است و تاویل و تفسیر شخصی در این مورد محلی از اعراب ندارد

............


ادامه مطلب

پنجشنبه سی ام آبان 1387 |

 

تساوی حقوق زنان و مردان

 

فرهـنگ مطلوب و جـامعه مقـصود دیانت بهائی بـر اسـاس تعاون و تساوی و اتحاد زن و مرد بنا شده است.حال برای بررسی جنبه های اجتماعی تساوی حقوق زن ومرد باید به چند نکته اصلی اشاره نمائیم:

1-اگر چه کمال مطلوب و غایت روحانی و فرهنگی در امر بهائی قبل از هر چیز لز طریق وحدت وتساوی قوای زنانه و مـردانه متـجسم می گـردد امـا در مرحـله دوم ایـن غایـت روحانی و فرهنگی از طریق خصال و ویژگی های زنانه و نه مردانه مجسم می گردد. به عبارت دیگر میان زن و مرد این زن است که در امر بهائی سمبل و نشانه موقف انسان و کمال مطلوب اخلاقی و روحانی اوست.این امر اهمیت زیادی دارد چرا که تا کنون معمولا مردبوده است که سمبل انسانیت و کمال انسانی تلقی شده است وغالبا زن موجودی حاشیه ای و فرعی محسوب گردیده است.قبل از توضیح بیشتر در ایـن مـورد بـهتر اسـت ابـتدا بـیانی از حضرت عبـدالبهاء کـه این مطلب را به صراحت بیان می نماید توجه کنیم :

"در قـدیم دنـیا بـا زور اداره می شـد و مـرد چـون جسما و  فکرا از زن قوی تر و زور مند تر بود بر او غالب و مسلط بود ولی حال وضع عوض شده و اعمال زور وعنف تسلط خـود را از دسـت داده اسـت و اکـنون هـوشیـاری و فـهم و فراست فـطری و خصائل روحانی و محبت و خدمت کـه در زن قـوی اسـت تـفوق و غلبه یافته است و به این مـناسبت عصر جدید بیشتر با عواطف ونوایای زنان آمیخته است تا بـا صـلابـت مـردان یـا اگـر بـخواهیـم روشـنتر و صحیح تر  بگوییم عصری خواهد بود که در آن دو عنصر مرد .زن در ایـجـاد تـعادل و هـماهـنگی در مـدنـیت بـطـور یـکسان موثرخواهند بود."(۱)


ادامه مطلب

چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 |

 

مردان و زنان دو بال کبوتر عالم هستند

تساوی رجال و نساء:
جمیع کائنات موجوده مذکر و مونثند و در ما بین ذکور و اناث آنها فرقی نیست نظر در عالم مکان میکنیم میبینیم ذکور و انثی است و مساواتست بین آنها.امتیازی
نیست ودر جمیع کمالات نباتیه مساویند.همینطور در عالم حیوان نظر میکنیم جمیع ذکور و انثی است.امتیازی در میان نیست،در جمیع مراتب مساویند و در جمیع وظایف حیوانی شریکند ولی چون نظر در عالم انسان می کنیم می بینیم تفاوت است.عجبا این تفاوت خلقی است یا از جهت تربیت است؟آیا جنس ذکور در ایجاد الهی ممتازأناث هستند؟ نساء و رجال کل در حقوق مساوی،بهیچوجه امتیازی در میان نیست زیرا جمیع انسانند،فقط احتیاج به تربیت دارند.اگر نساء مانند رجال تربیت شوند،هیچ شبهۀنیست که امتیازی نخواهد ماند زیرا عالم انسانی مانند طیور محتاج به دو جناح است:یکی اناث و یکی ذکور.مرغ با یک بال پرواز نتواند.نقص یک بال سبب وبال بال دیگر است.عالم بشر عبارت از دو دست است.چون دستی ناقص ماند،دست کامل هم وظیفه خویش باز ماند.خدا جمیع بشر را خلق کرده،جمیع را عقل و دانش عنایت فرموده،جمیع را دو چشم و دو گوش داده،دو دست و دو پا عطا کرده،در میان امتیازی نگذارده است.لهذا چرا باید نساء از رجال پست<تر>باشند؟ عدالت الهی قبول نمی کند،عدل الهی کل را مساوی خلق فرموده،در نزد خدا ذکور و اناثی نیست.هر کس قلبش پاکتر عملش بهتر در نزد خدا مقبولتر،خواه زن باشد خواه مرد.تربیت نساء اعظم و اهمّ ا زتربیت رجال است زیرا این دختران روزی مادر شوند و اطفال را مادر تربیت می کند.اوّل مادر انسان مادرانند،لهذا باید درنهایت کمال و علم وفضل باشند تا بتوانند پسران را تربیت نمایند.باید زنها هم مانند مردها تربیت شوند البتّه به درجۀ مردها می رسند علی الخصوص در هیئت اجتماعیه عضو عاملند.لهذا خداوند راضی نیست که این عضو مهم در نهایت کمال نباشد و عدل نیز چنین اقتضا می نماید که زنان و مردان مساوی باشند، تربیت واحد بشوند و وظیفه شان را به تمامه اجرا دارند.در نزد خدا زنی و مردی نیست.ممکن نیست سعادت عالم انسانی کامل گردد مگر به مساوات کامله ی مردان و زنان

چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 |

 

نردبان مطلبی زیبا از یکی از عزیزان است که ....

بیایید با هم لحظاتی رو فقط فکر کنیم ...

« نردبانی که هرگز رو به آسمان نرفت . »

 

«در روزگارانی کهن در دهکده ای که از شهر فاصله ای زیاد داشت مردمانی زندگی می کردند . آنها به علت دوری دهکده شان از شهر خیلی کم به شهر رفت و آمد می کردند و احتیاجات خودشان را در دهکده شان برآورده می کردند . زندگی خوب و خوشی را با هم داشتند و در نهایت سادگی ایام را می گذراندند . روزی یکی از ساکنین این دهکدۀ زیبای ما ، در زمینهای اطراف روستا قدم می زد که چشمش به شیئی افتاد که تا حال ندیده بود . دو چوب بلند موازی که از هم فاصلۀ کمی داشتند و این دو چوب موازی را قطعات کوچکی از چوب به هم وصل می کردند . در فکر فرو رفت که این وسیله چیست و به چه کاری می آید ؟ به زحمت آن را از جا بلند کرد و کشان کشان به دهکده رساند و به میدان وسط دهکده منتقلش کرد . همه ساکنین را جمع کرد تا این وسیلۀ جدید را ببینند و با هم همفکری کنند که به چه کاری می آید . همه متعجب و با کنجکاوی به این اکتشاف جدید نگاه می کردند و در این فکر بودند که کاربرد آن چیست . هر یک از اهالی نظری می داد . یکی می گفت که وسیله ای است برای بازی کودکان باید آن را روی زمین گذاشت و بچه ها روی پله های آن بپرند و بازی کنند . کشاورزی گفت برای آن است که کیسه های برنج را روی آن بگذاریم و حمل کنیم . فرد دیگری می گفت که این ها حفاظی هستند که روی پشت بامها نصب کنیم و حفاظی باشد برای آنکه کسی به زمین نیفتد . خلاصه آن که هر کسی استنباطی می نمود و مورد قبول بقیه نبود . سرانجام جوانی اجازه خواست و گفت به نظر من این وسیله برای آن است که در مواقعی که می خواهیم از روی رودخانه و یا نهر آبی عبور کنیم آن را بر روی عرض رودخانه بیندازیم و به وسیلۀ  آن از روی رودخانه عبور کنیم . بنابراین دیگر لازم نیست که در هر جا پل بسازیم و هر کجا که نیاز به عبور از رودخانه باشد می توانیم از آن استفاده کنیم . پیشنهاد خوبی به نظر می رسید . همه استقبال کردند و فکر این جوان را پذیرفتند و به این نتیجه رسیدند که این وسیله برای این کار ساخته شده است .


ادامه مطلب

جمعه هفدهم آبان 1387 |

 

از آثار حضرت ولی عزیز امرالله (ندا به اهل عالم)

 

   پيروان آئين بهائی اعتقاد راسخ دارند که جوهر تعاليمی که حضرت بهاءاللّه بعالم ابلاغ فرموده اين است که : حقائق دينی امری است نسبی نه مطلق . ظهورات الهيّه تسلسل دارد و تجدّد يابد . جميع اديان بزرگ عالم اساسشان الهی است . مبادی و اصولشان کاملاً با يکديگر موافق است . آمال و مقاصدشان يکی است . تعاليمشان جلوه هائی متنوّع از حقيقت واحد است . ........


ادامه مطلب

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 |

 

دوستانم خواندن این مطلب را اصلا" از دست ندید....

شخصی در ردای قرمز

سومین فرزندمان در راه بود؛ طبق برآوردها باید در ماه مه 1956 به دنیا می‌آمد.  از اوّل تا آخرش دوران بارداری فوق‌العاده دشواری بود.  در همان دوران، یک دنده‌ام شکسته بود و به ذات‌الرّیه هم مبتلا شده بودم؛ هر سرفه‌ای که می‌کردم موجی از درد تمام بدنم را فرا می‌گرفت.  روز بیستم مارس، یعنی هنوز دو ماه به موعد مقرّر مانده بود که دردهای شدید شروع شد.  روی تختخوابم دست و پا می‌زدم، تقلّا می‌کردم، از این پهلو به آن پهلو می‌شدم، می‌چرخیدم، به خودم می‌پیچیدم، فکر می‌کردم و بسیاری از افکاری را که ابداً در شأن و منزلت آدمی نبود به زبان می‌آوردم.

ناگهان در سمت راست تختخواب، تقریباً به فاصلهء دو متری، مردی ظاهر شد که ردایی به رنگ قرمز سیر به تن داشت که تا روی زمین می‌رسید.  دستهای زیبایش را به سوی من گشود.  موی صورتش به رنگ سیاه و کاملاً مرتّب بود.  گیسوان مشکی‌اش تا روی شانه می‎رسید؛ نور خورشید که از پنجره می‌تابید رگه‌های قرمزرنگی بر روی موهایش پدید آورده بود.  نگاهی آرام و متین و انباشته از محبّت و شفقت داشت؛ امّا چون رفتاری را که از خود نشان می‌دادم مشاهده می‌کرد، در عمق چشمانش نومیدی و حزنی عمیق دیده می‌شد.

در آن...


ادامه مطلب

پنجشنبه هجدهم مهر 1387 |

 

خوب است که بدانیم

 
شايد كه عمل كنيم :


تفاوت كشورهای ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست

برای مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است !

اما كشورهای جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه يافته و ثروتمند هستند .

تفاوت كشورهای فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعی قابل استحصال آنها هم نيست .

ژاپن كشوری است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوههایی است كه مناسب كشاورزی و دامداری نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوری ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند .

مثال بعدي سويس است .

كشوری كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نميآيد اما بهترين شكلاتهای جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزی و دامداری انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود .

سويس كشوری است كه به امنيت، نظم و سختكوشی مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شدهاست (بانكهای سويس .(

افراد تحصیلکردهای كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهای فقير برخورد دارند برای ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهی در اين ميان ندارد .

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجرانی كه در كشور خود برچسب تنبلی ميگيرند، در كشورهای اروپايی به نيروهای مولد تبديل ميشوند .

پس تفاوت در چيست؟


تفاوت در رفتارهای است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است .
وقتي كه رفتارهای مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم، متوجه م يشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروی ميكنند :

1. اخلاق به عنوان اصل پايه

2. وحدت

3. مسئوليت پذيری

4. احترام به قانون و مقررات

5. احترام به حقوق شهروندان ديگر

6. عشق به كار

7. تحمل سختيها به منظور سرمايه گذاری روی آينده

8. ميل به ارائه كارهای برتر و فوق العاده

9. نظم پذيریی

اما در كشورهای فقير، عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میكنند .

ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبیعی نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده است .


ما فقير هستيم برای اينكه رفتارمان چنين سبب شده است .


ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهای پيشرفته شناسایی شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم .

اگر شما اين نامه را براي ديگران نفرستيد :

اتفاقی براي شما نميافتد،

گربه شما نميميرد،

از محل كارتان اخراج نميشويد،

هفت سال بدبختی بر سرتان آوار نميشود

و مريض هم نخواهيد شد .

اما اگر ميهن خود را دوست داريد،


اين پيغام را به گردش بياندازيد تا شايد تعداد بيشتری از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند، تغيير كرده و عمل كنند ...
 

سه شنبه شانزدهم مهر 1387 |

 

اینم مطلبیه اگه جدا" بشه جالبه...

                                                                                                                   26/6/1387

جناب حجة الأسلام و المسلمین سیـد یـحیـی جعفری امام جمعه محترم کرمان

 

با تقدیم سلام و احترام     حضرتعالی در نماز جمعۀ 15/6/ 87 از بها ئیا ن دعوت نمودید که در دفتر شما یا حوزۀ علمیه حضور یابند و اگر حرفی دارند بزنند و جواب لازم را بگیرند .

جای بسی خوشوقتی است که بالأخره پس از سالیان دراز که قلم و تریبون و مجالس وعظ و خطابه و رسانه های جمعی که در اختیار شما و جمیع دولتمردان جمهوری اسلامی بوده است و هرگونه سخنان ناروا و تهمتها براین دیانت وپیروان آن گفته و نوشته شده است ؛ مردی حقیقت جو و حقیقت طلب و اهل انصاف پیدا شد که حاضر گردید حقوق از دست رفتۀ جامعه ای را به آنان باز گرداند و مطابق آنچه که در قوانین مصرحۀ دولت محترم جمهوری اسلامی از جمله در قانون اساسی درج گردیده ، اجازۀ سخن گفتن و دفاع از معتقدات خود و رد تهمتها را به آنان بدهد از این بابت به جنابعالی تبریک می گوئیم و از سوی پیروان دیانت بهائی به خود می بالیم که شخص منصف و عدالت جوئی در شهر ما وجود دارد که حاضر است حرفهای دیگران را علی رغم همۀ کینه ورزیها بشنود .

                                                                        


ادامه مطلب

سه شنبه نهم مهر 1387 |

 

آن ها که طالب حقیقت هستند مطالعه کنند(قسمت دوم)

3 ـ معني خاتم النّبيين

 

آيه اي كه حضرت محمّد را به عنوان خاتم النّبيين معرّفي مي كند چنين است : «محمّد پدر يكي از رجال شما نيست ، بلكه او رسول خدا و خاتم انبياست. و خداوند بر همه چيز داناست.»

مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِن رِجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا  ﴿40﴾احزاب33

اين آيه توسّط مسلمانان چنين تفسير شده كه ابواب نبوّت براي هميشه مسدود گشته است.  بياييد درباره نكات ذيل تفكّر كنيم و ببينيم آيا چنين برداشتي صحيح است.

1 ـ در سفر خروج بر يهود واجب شده(17ـ16 : 31) كه سبت را به عنوان يك ميثاق ابدي نگاه دارند: بدان جهت فرزندان اسرائيل سبت را نگاه مي دارند و آن را در همه نسلهايشان به عنوان يك ميثاق ابدي مراعات مي كنند كه آن براي هميشه نشانه اي بين من و ايشان است.

مسيحيان و مسلمانان هر دو سبت را شكستند. آيا اين بدان معناست كه آنها اشتباه كرده اند؟


ادامه مطلب

دوشنبه هشتم مهر 1387 |

 

آن ها که طالب حقیقت هستند مطالعه کنند(قسمت اول)

نكاتي درباره دلايل بهايي براساس قرآن

 

مصوّب محفل روحاني ملّي بهائيان افريقاي جنوبي و مركزي

 

1 ـ تحرّي حقيقت

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ ﴿6﴾ حجرات46

1 ـ در بيان فوق به ما گفته شده است كه اگر فاسقي براي ما خبري بياورد بايد تحقيق نماييم: «اي مؤمنين ، اگر بدكاري خبري براي شما بياورد فوراً تحقيق كنيد مبادا به خاطر جهالت به ديگران صدمه بزنيد و بزودي از آنچه كرده ايد پشيمان شويد و توبه كنيد.»

 


ادامه مطلب

دوشنبه هشتم مهر 1387 |

 

iman

ایمانتان شما را به مشکلات دچار نمی‌سازد، بلکه از آن عبور می‌دهد!


ادامه مطلب

شنبه ششم مهر 1387 |

 

دوستان عزیزم دوست داشتم از بزرگ بانویی یاد کنم که مدتی است شهامت و قوای قلب او مرا درگیر کرده است ..

                                                طاهره             .

 

تا  از  رخ   نازنین    نقاب  افکندی                آتش به نهاد شیخ وشاب  افکندی

            شوریده سران به پیچ و تاب افکندی                بس کوردلان به احتجاب افکندی

                                                ای از تو جهان به جذب وشور وغوغا

                                                یاد  تو خوش است ونام  تو  روح فزا            

یادم هست زمانی که کودک ونوجوان بودم در جامعه بهائی همچون امروز  حضرت طاهره مورد احترام خاصّی بودوخیلی اوقات درجلسات ازشرح زندگانی وخدمات اوسخن میرفت ودرذهن وفکرکودکانه مااومظهر فداکاری و ایمان وخلوص بود وهر قدر که زمان میگذشت احترام ما به شخصیّت اوبیشتر میشد.


ادامه مطلب

جمعه پنجم مهر 1387 |