|
تساوی حقوق رجال و نساء-جواب به دوست عزیزمان |
|
|
الف :مسئله میزان مهریه
جناب فروزنده بیان داشتند که طبق حکم کتاب اقدس(میزان مهریه درشهرها نوزده مثقال طلاست و در دهات نوزده مثقال نقره است) مقدار مهریه زنان روستائی با مهریه زنان شهری متفاوت است و این را دلیل بر عدم تساوی حقوق عنوان کرد اما جناب فروزنده و یا سایر محققین به ادامه آیه و توضیحات حضرت بهاء الله در رساله سئوال و جواب توجه نفرموده اند که مراد شهر و روستا است نه زن ومرد روستائی و شهری دوم آنکه محل سکونت مرد مطمح نظر است نه محل تولدش یعنی اگر مردی روستائی باشد و در شهر سکنی گزیده باشد میزان مهریه متفاوت خواهد بود چنانچه اگر مردساکن روستا بخواهد از شهرهمسر بگیرد بر حسب نقره مهریه خواهد داد و اگر مردساکن شهر بخواهد از روستا همسر بگیرد مهریه زنش طلا خواهد بود وچنانچه ملاحظه می شود در این صورت مهریه زن روستائی طلا می شودو مهریه زن شهری نقره لذا طبق این توضیح حضرت بهاء الله، تفاوتی بین زن روستائی و زن شهری نخواهد بود یعنی اگر زنی بامردساکن روستا ازدواج کند مهریه اش نقره خواهد بود و اگر بامردساکن شهر ازدواج کند مهریه اش طلا خو اهدبود و بالعکس اگر زن شهری بامرد ساکن شهر ازدواج کند مهریه اش طلا خواهد بود واگر بامرد ساکن روستا ازدواج کند مهریه اش نقره خواهدبود لذا ملاحظه می شود که بین زن روستائی وزن شهری تفاوتی در آئین بهائی دیده نمی شود حکم حضرت بهاءالله در مورد توضیحات فوق چنین است در رسا له سئوال و جواب نازل سئوال :در مهر اهل قری که فضه تعیین شده باعتبار زوج است یا زوجه یا هر دو ودر صورت اختلاف که یکی شهری و دیگری از قری باشد چه باید کرد جواب :مهر باعتبار زوج است اگر اهل مدن است ذهب واگر از اهل قری است فضه .سئوال:میزان شهری و دهاتی بچه حد است .جواب :میزان توطن است هر جا وطن نماید مطابق حکم کتاب رفتار شود .پس با توجه به بیانات حضرت بهاءالله در رسا له سئوال و جواب واضح و مبرهن گردید که قضیه از چه قرار است و تاویل و تفسیر شخصی در این مورد محلی از اعراب ندارد
............
ادامه مطلب |
|
پنجشنبه سی ام آبان 1387 |
|
|
| |
|
تساوی حقوق زنان و مردان |
|
|
|
|
 |
فرهـنگ مطلوب و جـامعه مقـصود دیانت بهائی بـر اسـاس تعاون و تساوی و اتحاد زن و مرد بنا شده است.حال برای بررسی جنبه های اجتماعی تساوی حقوق زن ومرد باید به چند نکته اصلی اشاره نمائیم:
1-اگر چه کمال مطلوب و غایت روحانی و فرهنگی در امر بهائی قبل از هر چیز لز طریق وحدت وتساوی قوای زنانه و مـردانه متـجسم می گـردد امـا در مرحـله دوم ایـن غایـت روحانی و فرهنگی از طریق خصال و ویژگی های زنانه و نه مردانه مجسم می گردد. به عبارت دیگر میان زن و مرد این زن است که در امر بهائی سمبل و نشانه موقف انسان و کمال مطلوب اخلاقی و روحانی اوست.این امر اهمیت زیادی دارد چرا که تا کنون معمولا مردبوده است که سمبل انسانیت و کمال انسانی تلقی شده است وغالبا زن موجودی حاشیه ای و فرعی محسوب گردیده است.قبل از توضیح بیشتر در ایـن مـورد بـهتر اسـت ابـتدا بـیانی از حضرت عبـدالبهاء کـه این مطلب را به صراحت بیان می نماید توجه کنیم :
"در قـدیم دنـیا بـا زور اداره می شـد و مـرد چـون جسما و فکرا از زن قوی تر و زور مند تر بود بر او غالب و مسلط بود ولی حال وضع عوض شده و اعمال زور وعنف تسلط خـود را از دسـت داده اسـت و اکـنون هـوشیـاری و فـهم و فراست فـطری و خصائل روحانی و محبت و خدمت کـه در زن قـوی اسـت تـفوق و غلبه یافته است و به این مـناسبت عصر جدید بیشتر با عواطف ونوایای زنان آمیخته است تا بـا صـلابـت مـردان یـا اگـر بـخواهیـم روشـنتر و صحیح تر بگوییم عصری خواهد بود که در آن دو عنصر مرد .زن در ایـجـاد تـعادل و هـماهـنگی در مـدنـیت بـطـور یـکسان موثرخواهند بود."(۱) |
ادامه مطلب |
|
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 |
|
|
| |
|
مردان و زنان دو بال کبوتر عالم هستند |
|
|
تساوی رجال و نساء: جمیع کائنات موجوده مذکر و مونثند و در ما بین ذکور و اناث آنها فرقی نیست نظر در عالم مکان میکنیم میبینیم ذکور و انثی است و مساواتست بین آنها.امتیازی نیست ودر جمیع کمالات نباتیه مساویند.همینطور در عالم حیوان نظر میکنیم جمیع ذکور و انثی است.امتیازی در میان نیست،در جمیع مراتب مساویند و در جمیع وظایف حیوانی شریکند ولی چون نظر در عالم انسان می کنیم می بینیم تفاوت است.عجبا این تفاوت خلقی است یا از جهت تربیت است؟آیا جنس ذکور در ایجاد الهی ممتازأناث هستند؟ نساء و رجال کل در حقوق مساوی،بهیچوجه امتیازی در میان نیست زیرا جمیع انسانند،فقط احتیاج به تربیت دارند.اگر نساء مانند رجال تربیت شوند،هیچ شبهۀنیست که امتیازی نخواهد ماند زیرا عالم انسانی مانند طیور محتاج به دو جناح است:یکی اناث و یکی ذکور.مرغ با یک بال پرواز نتواند.نقص یک بال سبب وبال بال دیگر است.عالم بشر عبارت از دو دست است.چون دستی ناقص ماند،دست کامل هم وظیفه خویش باز ماند.خدا جمیع بشر را خلق کرده،جمیع را عقل و دانش عنایت فرموده،جمیع را دو چشم و دو گوش داده،دو دست و دو پا عطا کرده،در میان امتیازی نگذارده است.لهذا چرا باید نساء از رجال پست<تر>باشند؟ عدالت الهی قبول نمی کند،عدل الهی کل را مساوی خلق فرموده،در نزد خدا ذکور و اناثی نیست.هر کس قلبش پاکتر عملش بهتر در نزد خدا مقبولتر،خواه زن باشد خواه مرد.تربیت نساء اعظم و اهمّ ا زتربیت رجال است زیرا این دختران روزی مادر شوند و اطفال را مادر تربیت می کند.اوّل مادر انسان مادرانند،لهذا باید درنهایت کمال و علم وفضل باشند تا بتوانند پسران را تربیت نمایند.باید زنها هم مانند مردها تربیت شوند البتّه به درجۀ مردها می رسند علی الخصوص در هیئت اجتماعیه عضو عاملند.لهذا خداوند راضی نیست که این عضو مهم در نهایت کمال نباشد و عدل نیز چنین اقتضا می نماید که زنان و مردان مساوی باشند، تربیت واحد بشوند و وظیفه شان را به تمامه اجرا دارند.در نزد خدا زنی و مردی نیست.ممکن نیست سعادت عالم انسانی کامل گردد مگر به مساوات کامله ی مردان و زنان |
|
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 |
|
|
| |
|
زیبا زیبا زیبا |
|
|
خدايا چرا من! (حکايتی از يک قهرمان جهانی تنيس (
آرتور اش"Arthur Ashe" قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنيا نامههايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را براي چنين بيماري انتخاب كرد؟
او در جواب گفت:
در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد ميگيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند... 50 نفر به مسابقات راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي ميرسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟ و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟
|
|
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 |
|
|
| |
|
نردبان مطلبی زیبا از یکی از عزیزان است که .... |
|
|
بیایید با هم لحظاتی رو فقط فکر کنیم ...
« نردبانی که هرگز رو به آسمان نرفت . »
«در روزگارانی کهن در دهکده ای که از شهر فاصله ای زیاد داشت مردمانی زندگی می کردند . آنها به علت دوری دهکده شان از شهر خیلی کم به شهر رفت و آمد می کردند و احتیاجات خودشان را در دهکده شان برآورده می کردند . زندگی خوب و خوشی را با هم داشتند و در نهایت سادگی ایام را می گذراندند . روزی یکی از ساکنین این دهکدۀ زیبای ما ، در زمینهای اطراف روستا قدم می زد که چشمش به شیئی افتاد که تا حال ندیده بود . دو چوب بلند موازی که از هم فاصلۀ کمی داشتند و این دو چوب موازی را قطعات کوچکی از چوب به هم وصل می کردند . در فکر فرو رفت که این وسیله چیست و به چه کاری می آید ؟ به زحمت آن را از جا بلند کرد و کشان کشان به دهکده رساند و به میدان وسط دهکده منتقلش کرد . همه ساکنین را جمع کرد تا این وسیلۀ جدید را ببینند و با هم همفکری کنند که به چه کاری می آید . همه متعجب و با کنجکاوی به این اکتشاف جدید نگاه می کردند و در این فکر بودند که کاربرد آن چیست . هر یک از اهالی نظری می داد . یکی می گفت که وسیله ای است برای بازی کودکان باید آن را روی زمین گذاشت و بچه ها روی پله های آن بپرند و بازی کنند . کشاورزی گفت برای آن است که کیسه های برنج را روی آن بگذاریم و حمل کنیم . فرد دیگری می گفت که این ها حفاظی هستند که روی پشت بامها نصب کنیم و حفاظی باشد برای آنکه کسی به زمین نیفتد . خلاصه آن که هر کسی استنباطی می نمود و مورد قبول بقیه نبود . سرانجام جوانی اجازه خواست و گفت به نظر من این وسیله برای آن است که در مواقعی که می خواهیم از روی رودخانه و یا نهر آبی عبور کنیم آن را بر روی عرض رودخانه بیندازیم و به وسیلۀ آن از روی رودخانه عبور کنیم . بنابراین دیگر لازم نیست که در هر جا پل بسازیم و هر کجا که نیاز به عبور از رودخانه باشد می توانیم از آن استفاده کنیم . پیشنهاد خوبی به نظر می رسید . همه استقبال کردند و فکر این جوان را پذیرفتند و به این نتیجه رسیدند که این وسیله برای این کار ساخته شده است .
ادامه مطلب |
|
جمعه هفدهم آبان 1387 |
|
|
| |
|
|
|
|
نظر شما دوست عزیز به عنوان قطعه ای زیبا از بازل این عالم چیست ....
"فکر جنگ را با فکر قویتر صلح مقاومت کنید . فکر نفرت را با فکر قویتر عشق مقابله نمایید."
حضرت عبدالبهاء |
|
جمعه هفدهم آبان 1387 |
|
|
| |
|
عزیزان بیاید با هم در مورد این مطلب صحبت و مشورت کنیم |
|
|
"اصلاح عالم ازاعمال طیبه طاهره و اخلاق راضیه مرضیه بوده"
حضرت بهاءالله |
|
جمعه هفدهم آبان 1387 |
|
|
| |