تبليغاتX
فردائی زیبا
فردائی زیبا

دفاع از معتقداتم...
 
 
 

موضوعات

مقالات

ادعیه و مناجات

اشعار زیبا

اخبارفرهنگی و اجتماعی داغ روز

عکس

داستان های ماندگار

 

پیوند ها

صدای دوست

ولوله در شهر

الهام

نقطه نظر

ورقا

نگاه

بوی باران

وبلاگ صداي دوست

جوان بهائي

نت احساس

نيروي جوان

هم نوا

طنين صلح

جوان فردا

جام جهان نما

گفتــگـــو

روضه قلب

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

بیایید برای برقراری صلح و خاموشی آتش جنگ دعا کنیم...

مطلع کتاب مستطاب ایقان

بیاناتی کوتاه در مقام انسان

دعا کنیم...

اشک اندوه و شمع فرشته

یادی از روز صعود حضرت عبدالبها,

دیدار با حضرت عبدالبهاء

مونولوگِ " عشق "

 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0
رتبه سنج گوگل

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

جالب است نه...؟

شکایت علیه خدا رد شد

۲۷ مهر ۱۳۸۷


شاکی مدعی است که یک خدای "محیط" از وجود این پرونده قضایی آگاه است.
یک قاضی آمریکایی پرونده ای علیه خدا را به دلیل اینکه نشانی مشخصی برای ارسال اسناد حقوقی به مدعی علیه وجود ندارد، رد کرد.
شکایت از سوی ارنی چیمبرز، سناتور ایالت نبراسکا مطرح شده بود که احتمال درخواتست تجدید نظر علیه این حکم را رد نکرد.
او در شکایت خود خواستار مجازات بازداشت دائم شده بود تا از "کشتار، تخریب، و گسترش تروریسم" که به گفته او باعث آن خداست، جلوگیری شود.
 

..........
ادامه مطلب

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 |

 

مطلب زیر ربطی به سایر مطالب این وبلاگ نداره ولی شاید قدمی از تفکر باشه که آیا واقعا" باور داریم ؟



من باور دارم ...


که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.


من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.


من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.

 
من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.


من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.

......


 


ادامه مطلب

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 |

 

باز هم داستانی دیگر از آمیختن عشق , اضطراب و حقیقت ....

تاج روحانی

در کالج اطاقی داشتم؛ هم‌اطاقی‌ام از روحانیت زیادی برخوردار بود؛ ما خیلی با هم صمیمی بودیم.  یک شب مرا به جلسهء تبلیغی برد. تا آن موقع کوچکترین اطّلاعی نداشتم که او بهائی است یا اصلاً امر بهائی چیست.  امّا از بخت بد، اوّلین مواجههء من با امر بهائی فوق‌العاده منفی بود.  کسانی که جلسهء تبلیغی را اداره می‌کردند برخوردی بسیار خصمانه داشتند و، در نظر من اینطور جلوه کرد که، افرادی متعصّب و خشک‌مغز بودند.  تقریباً با هر کسی که در جلسه بود دعوا داشتند و بحث و استدلالشان با خشونت همراه بود. حتّی با دیگر بهائیان هم رفتار خوبی نداشتند.  بعدها فهمیدم که افکارشان و اعمالشان سبب شده که در زمرهء ناقضین عهد و پیمان قرار گیرند و از جامعه بیرون روند.  در آن زمان، فقط این را می‌دانستم که به هر آنچه که به آنها یا امر بهائی مربوط می‌شد ابداً تمایلی نداشتم.

یک سال از این ماجرا گذشت.  هر وقت کسی اسمی از امر بهائی به میان می‌آورد، بلافاصله دریچه‌های ذهن من بسته می‌شد و از هر گونه بحث و مذاکره‌ای در این مورد خودداری می‌کردم، یا حدّاکثر می‌گفتم که اینها هم مثل پیروان سایر ادیان افرادی کوته‌فکر و تنگ‌نظرند.  طفلک هم‌اطاقی صبور و بردبار من به بحث دربارهء اصول امر بهائی ادامه داد امّا اسمی از منبع این اصول به میان نمی‌آورد. هر آنچه این دختر شکیبا مطرح می‌کرد، من تأیید می‌کردم بدون این که متوجّه باشم به طور خصوصی از چیزی حمایت می‌کنم که در جمع‌های عمومی به شدّت با آن مخالفت می‌کنم.

یک شب خوابی دیدم ...


ادامه مطلب

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 |

 

از آثار حضرت ولی عزیز امرالله (ندا به اهل عالم)

 

   پيروان آئين بهائی اعتقاد راسخ دارند که جوهر تعاليمی که حضرت بهاءاللّه بعالم ابلاغ فرموده اين است که : حقائق دينی امری است نسبی نه مطلق . ظهورات الهيّه تسلسل دارد و تجدّد يابد . جميع اديان بزرگ عالم اساسشان الهی است . مبادی و اصولشان کاملاً با يکديگر موافق است . آمال و مقاصدشان يکی است . تعاليمشان جلوه هائی متنوّع از حقيقت واحد است . ........


ادامه مطلب

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 |

 

لوحی زیبا از حضرت عبدالبها,

دوستان عزیزم این لوح زیبا موقعی به دستم رسید که از نظر روحی شدیدا" به آن نیاز داشتم امیدوارم شما هم لذت فراوان ببرید...


اي بنده صادق جمال مبارك چرا افسرده هستي و دلشكسته ؟ محزوني و مغموم ؟ من رفيق تو هستم و انيس تو ديگر چرا غم خوري ؟ غمخواري چون عبدالبهاء داري.در هر آن به ياد تو افتم ودر هر دم ، در آستان اسم اعظم ، ذكر تو نمايم .البته مسرور باش و مشعوف و به محبت حضرت رب رئوف معروف و به تقديس و تنزيه ، موصوف.اي بنده بهاء محزون مشو ، مغموم مگرد ، وسيع باش و متحمل هر حالت"

سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 |

 

از ایمان یکی از دوستانمان بشنویم

جوان سرکش

اوّلین باری که به سیلز و کرافتز[1] علاقمند شدم در تابستان سال 73 در 15 سالگی بود. سرگرمی من تهیّه کارتون بود.  قصد داشتم آن را به عنوان شغلم اختیار کنم.  تابستان آن سال، بعد از خلق چند شخصیت کارتونی، برای اوّلین بار سیلز و کرافتز را در تلویزیون دیدم و از این که جیم سیلز اینقدر شبیه شخصیتی بود که ترسیم کرده بودم، حیرت کردم.  همین سبب شد اوّلین جرقّهء علاقهء من روشن شود.  از آن به بعد به موسیقی آنها با علاقه و دقّت بیشتر گوش می‌دادم و طولی نکشید از طرفداران پر و پا قرص آنها شدم.  در آن زمان نمی‌دانستم که آنها بهائی هستند.

من جوان سرکشی بودم و در منزل مشکلات زیادی داشتم.  زمستان آن سال، اوضاع تقریباً غیر قابل تحمّل شد؛ بنابراین روز کریسمس از پنجرهء خانهء ویلایی‌مان که در حومهء سالیناس Salinas کالیفرنیا قرار داشت بالا رفتم و راه خویش را در پیش گرفتم.....


ادامه مطلب

دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 |

 

شعری زیبا از ژاله اصفهانی

شاد بودن هنر است
شاد کردن، هنری والاتر

لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی‌جان شب و روز
بی‌خبر از همه خندان باشیم
بی‌غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد

شاد بودن هنر است
گر به شادی تو دل‌های دگر باشد شاد

زندگی صحنه‌ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

شعری از ژاله اصفهانی

یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 |

 

دوستانم خواندن این مطلب را اصلا" از دست ندید....

شخصی در ردای قرمز

سومین فرزندمان در راه بود؛ طبق برآوردها باید در ماه مه 1956 به دنیا می‌آمد.  از اوّل تا آخرش دوران بارداری فوق‌العاده دشواری بود.  در همان دوران، یک دنده‌ام شکسته بود و به ذات‌الرّیه هم مبتلا شده بودم؛ هر سرفه‌ای که می‌کردم موجی از درد تمام بدنم را فرا می‌گرفت.  روز بیستم مارس، یعنی هنوز دو ماه به موعد مقرّر مانده بود که دردهای شدید شروع شد.  روی تختخوابم دست و پا می‌زدم، تقلّا می‌کردم، از این پهلو به آن پهلو می‌شدم، می‌چرخیدم، به خودم می‌پیچیدم، فکر می‌کردم و بسیاری از افکاری را که ابداً در شأن و منزلت آدمی نبود به زبان می‌آوردم.

ناگهان در سمت راست تختخواب، تقریباً به فاصلهء دو متری، مردی ظاهر شد که ردایی به رنگ قرمز سیر به تن داشت که تا روی زمین می‌رسید.  دستهای زیبایش را به سوی من گشود.  موی صورتش به رنگ سیاه و کاملاً مرتّب بود.  گیسوان مشکی‌اش تا روی شانه می‎رسید؛ نور خورشید که از پنجره می‌تابید رگه‌های قرمزرنگی بر روی موهایش پدید آورده بود.  نگاهی آرام و متین و انباشته از محبّت و شفقت داشت؛ امّا چون رفتاری را که از خود نشان می‌دادم مشاهده می‌کرد، در عمق چشمانش نومیدی و حزنی عمیق دیده می‌شد.

در آن...


ادامه مطلب

پنجشنبه هجدهم مهر 1387 |

 

باز هم عشق ...

اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.

شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد.. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.

دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!

چه اتفاقي افتاده؟

در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!

چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.

متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.

در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!

مرد شديدا منقلب شد.

ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!

اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کنيم.

چهارشنبه هفدهم مهر 1387 |

 

اتّحاد ادیان در دعا برای زندانیان بهائی ایران

 در حمایت از هفت تن از مدیران جامعهء بهائی که در ایران در زندان به سر می‌برند، در ادینبورو، دعای تمام روز برگزار گردید.

شش تن عضو شورای بین‌الادیان اسکاتلند از آیین‌های سیک، بهائی، هندو، بودایی، و نیز کلیسای اسکاتلند و سپاه رستگاری[1]، در این جلسه که در حظیرةالقدس بهائیان واقع در خیابان آلبانی ادینبورو برگزار شد، شرکت جستند.  دکتر فینلی مک‌دانلد، رئیس سابق مجمع عمومی کلیسای اسکاتلند، نیز به این مراسم اِحیا پیوست.  پیام‌های دیگری در حمایت از این جلسه از کاردینال کیت اوبراین، رئیس کلیسای اسکاتلند و هاخام نانسی موریس، اوّلین هاخام زن در اسکاتلند دریافت گردید.


ادامه مطلب

سه شنبه شانزدهم مهر 1387 |

 

خوب است که بدانیم

 
شايد كه عمل كنيم :


تفاوت كشورهای ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست

برای مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است !

اما كشورهای جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه يافته و ثروتمند هستند .

تفاوت كشورهای فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعی قابل استحصال آنها هم نيست .

ژاپن كشوری است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوههایی است كه مناسب كشاورزی و دامداری نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوری ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند .

مثال بعدي سويس است .

كشوری كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نميآيد اما بهترين شكلاتهای جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزی و دامداری انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود .

سويس كشوری است كه به امنيت، نظم و سختكوشی مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شدهاست (بانكهای سويس .(

افراد تحصیلکردهای كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهای فقير برخورد دارند برای ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهی در اين ميان ندارد .

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجرانی كه در كشور خود برچسب تنبلی ميگيرند، در كشورهای اروپايی به نيروهای مولد تبديل ميشوند .

پس تفاوت در چيست؟


تفاوت در رفتارهای است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است .
وقتي كه رفتارهای مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم، متوجه م يشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروی ميكنند :

1. اخلاق به عنوان اصل پايه

2. وحدت

3. مسئوليت پذيری

4. احترام به قانون و مقررات

5. احترام به حقوق شهروندان ديگر

6. عشق به كار

7. تحمل سختيها به منظور سرمايه گذاری روی آينده

8. ميل به ارائه كارهای برتر و فوق العاده

9. نظم پذيریی

اما در كشورهای فقير، عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میكنند .

ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبیعی نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده است .


ما فقير هستيم برای اينكه رفتارمان چنين سبب شده است .


ما برای آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهای پيشرفته شناسایی شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم .

اگر شما اين نامه را براي ديگران نفرستيد :

اتفاقی براي شما نميافتد،

گربه شما نميميرد،

از محل كارتان اخراج نميشويد،

هفت سال بدبختی بر سرتان آوار نميشود

و مريض هم نخواهيد شد .

اما اگر ميهن خود را دوست داريد،


اين پيغام را به گردش بياندازيد تا شايد تعداد بيشتری از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند، تغيير كرده و عمل كنند ...
 

سه شنبه شانزدهم مهر 1387 |

 

انتخاب مسیر زندگی

انتخاب مسير زندگي هميشه آسان نيست،ممكن است ندايي ما را به سوي كسب فضائل فرا خواند و ندائي به همان قدرت نيز سعي كند ما را در درجات پائين نگه دارد. در اينجا داستان عقابي ذكر مي شود كه ندايي صحيح را شنيد.

بر سر كوه بلندي آشيانه اي بود كه چند تخم بزرگ عقاب در آن قرار داشت. يكروز بادي قوي آشيانه را لرزاند و يك تخم به پائين كوه غلطيد و در مزرعه اي قرار گرفت. مرغ هاي ساكن آن مزرعه حس كردند كه بايد از اين هدية آسماني مراقبت كنند.بنا براين از مرغ پيري خواستند كه براي مدًتي روي آن تخم بنشيند. او نيز موافقت كرد.

اين براي مرغ اصلاً كار آسان و راحتي نبود،امٌا مراقبت و حرارت وجود مرغ كار خود را كرد.و عاقبت تخم شكست و يك عقاب متولد شد.بدبختانه با وجودي كه او عقاب بود به عنوان يك مرغ پرورش مي يافت و غم انگيز ترين قسمت اين بود كه خود او نيز باور داشت كه چيزي بيش از يك مرغ نيست.اما روحش هنوز در آرزوي چيز ديگري بود.گاه گاهي خصوصاً در صبح هاي آفتابي و روشن او به بالا نگاه مي كرد و عقابها را در آسمان مي ديد.چقدر دلش مي خواست كه مانند آن پرندگان پرواز كند. امٌا هر وقت اين را به مرغ ها مي گفت،مرغ ها مسخره اش مي كردند و قد قد كنان مي گفتند :مرغي كه مي خواهد پرواز كند!

تا آنكه يكروز عقابي كه احتمالاً خواهر يا برادرش بود ، به سمت مزرعة آنها پائين آمد و فرياد كنان به او گفت:تو چرا اين پائين هستي و با ما پرواز نمي كني؟!

او پاسخ داد: من مرغم نمي توانم پرواز كنم.

عقاب جواب داد: البته كه مي تواني. تو مثل من عقاب هستي.به بال هايت نگاه كن ، آيا اين بال ها ، بال هاي يك مرغ هستند؟!

او با ناراحتي پاسخ داد: امّا من نمي توانم پرواز كنم.

عقاب گفت: تو مي تواني. به من نگاه كن و همين كار را انجام بده.

و بدين ترتيب با دو دلي و ترديد ، عقاب ما براي اولين بار بال هاي قويش را گشود . به زودي عليرغم تعجّب بسيار ، خود را پرواز كنان در آسمان يافت.

دوشنبه پانزدهم مهر 1387 |

 

دعا


دعا یعنی خدا هست وقلب آدمی هردم به یادش درتپش است/     دعایعنی زبان قلب عاشق/     برای گفتن هرخواهش ناب/      دعا یعنی رهایی ازبدیها ازقفسها/    رسیدن تا دیار همدلی ها/دعا یعنی بیا 
باهم بخوانیم:  سرودمهرووحدت،بی جدایی/    دعایعنی دلت بادیگران است.برای همدلی 
باعاشقان است/   دعا یعنی 
که هر آزاده انسان.به زندان ستم چون لاله زاران نداسرمی دهند ای جان جانان.اگرجان می ستاننددر 
ره تو.  چه غم چون جان جانانم 
تویی تو/    وعلیک الابهی

جمعه دوازدهم مهر 1387 |

 

از حقوق بشر بشنویم...



اعطای جایزه رواداری آلمان به شیرین عبادی

دویچه وله: شیرین عبادی‌، حقوقدان و فعال حقوق بشر ایرانی، روز چهارشنبه (اول اکتبر) جایزه رواداری آکادمی پروتستان توتسینگ را برای سال ۲۰۰۸ دریافت کرد. این جایزه به کسانی اعطا می‌شود که در راه تفاهم میان نظامهای سیاسی، فرهنگ‌ها و ادیان می‌کوشند.

آکادمی پروتستان توتسینگ در آلمان از سال ۲۰۰۰ تا کنون، هر دو سال یکبار، جایزه‌‌ای را به نام “رواداری“ اعطا می‌کند. امسال این جایزه به شیرین عبادی، حقوقدان ایرانی و برنده جایزه نوبل صلح سال ۲۰۰۳، تعلق گرفت.

آکادمی پروتستان توتسینگ مرکزی است آموزشی و مطالعاتی وابسته به کلیسای پروتستان در ایالت بایرن آلمان. این آکادمی خود را مکانی برای آشنایی اشخاص و گروه‌های مختلف با یکدیگر می‌داند که مایل به بحث در باره موضوع‌های مهم اجتماعی هستند.

جایزه رواداری آکادمی پروتستان توتسینگ، که جایزه‌ای نقدی به ارزش ده هزار یوروست، به شخصیت‌هایی اهدا می‌شود که برای ایجاد تفاهم میان نظام‌های سیاسی، فرهنگ‌ها و ادیان تلاش بسیار می‌ورزند. این جایزه از سویی به رهبران مهم مذهبی یا‌ سیاسی داده می‌شود و از سوی دیگر به هنرمندان، اندیشمندان یا شهروندانی که با نیروی کار و شخصیت خود خدماتی نمونه به جامعه‌شان می‌کنند.

تاکنون رومان هرتسوگ، رییس جمهور اسبق آلمان، دانیل بارن‌بویم، پیانونواز و رهبر ارکستر آرژانتینی – اسراییلی، هنینگ مانکل، کارگردان و نویسنده سوئدی، و کریم آقاخان، رهبر فرقه اسماعیلیه این جایزه را دریافت کرده‌اند.


ادامه مطلب

جمعه دوازدهم مهر 1387 |

 

سه شنبه نهم مهر 1387 |

 

فاجعه است مگه نه ؟...

 
 

زهرا فقط 11 سال داشت. 11 سال و هزار آرزو. می خواست "درس بخواند، روزنامه نگار شود و از دخترهای بدبخت دفاع کند". به هيچ کدام از آرزوهايش نرسيد. پدرش می خواست به مردی 35 ساله شوهرش دهد . دخترک تنها بود و بی پناه. مخالفت که کرد کتک خورد، بيشتر از هميشه، طاقتش که تمام شد خودش را کشت. با قرص برنج.

چند روز پيش از خودکشی زهرا مادرش خبردار شده بود که می خواهند دخترش را شوهر دهند، يکی از همسايه ها خبرش کرده بود تا شايد بشود جلوی فاجعه را گرفت.

نوشته شده توسط کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران در 22:51 |  لينک ثابت  

ادامه مطلب

سه شنبه نهم مهر 1387 |

 

اینم مطلبیه اگه جدا" بشه جالبه...

                                                                                                                   26/6/1387

جناب حجة الأسلام و المسلمین سیـد یـحیـی جعفری امام جمعه محترم کرمان

 

با تقدیم سلام و احترام     حضرتعالی در نماز جمعۀ 15/6/ 87 از بها ئیا ن دعوت نمودید که در دفتر شما یا حوزۀ علمیه حضور یابند و اگر حرفی دارند بزنند و جواب لازم را بگیرند .

جای بسی خوشوقتی است که بالأخره پس از سالیان دراز که قلم و تریبون و مجالس وعظ و خطابه و رسانه های جمعی که در اختیار شما و جمیع دولتمردان جمهوری اسلامی بوده است و هرگونه سخنان ناروا و تهمتها براین دیانت وپیروان آن گفته و نوشته شده است ؛ مردی حقیقت جو و حقیقت طلب و اهل انصاف پیدا شد که حاضر گردید حقوق از دست رفتۀ جامعه ای را به آنان باز گرداند و مطابق آنچه که در قوانین مصرحۀ دولت محترم جمهوری اسلامی از جمله در قانون اساسی درج گردیده ، اجازۀ سخن گفتن و دفاع از معتقدات خود و رد تهمتها را به آنان بدهد از این بابت به جنابعالی تبریک می گوئیم و از سوی پیروان دیانت بهائی به خود می بالیم که شخص منصف و عدالت جوئی در شهر ما وجود دارد که حاضر است حرفهای دیگران را علی رغم همۀ کینه ورزیها بشنود .

                                                                        


ادامه مطلب

سه شنبه نهم مهر 1387 |

 

دوشنبه هشتم مهر 1387 |

 

آن ها که طالب حقیقت هستند مطالعه کنند(قسمت دوم)

3 ـ معني خاتم النّبيين

 

آيه اي كه حضرت محمّد را به عنوان خاتم النّبيين معرّفي مي كند چنين است : «محمّد پدر يكي از رجال شما نيست ، بلكه او رسول خدا و خاتم انبياست. و خداوند بر همه چيز داناست.»

مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِن رِجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا  ﴿40﴾احزاب33

اين آيه توسّط مسلمانان چنين تفسير شده كه ابواب نبوّت براي هميشه مسدود گشته است.  بياييد درباره نكات ذيل تفكّر كنيم و ببينيم آيا چنين برداشتي صحيح است.

1 ـ در سفر خروج بر يهود واجب شده(17ـ16 : 31) كه سبت را به عنوان يك ميثاق ابدي نگاه دارند: بدان جهت فرزندان اسرائيل سبت را نگاه مي دارند و آن را در همه نسلهايشان به عنوان يك ميثاق ابدي مراعات مي كنند كه آن براي هميشه نشانه اي بين من و ايشان است.

مسيحيان و مسلمانان هر دو سبت را شكستند. آيا اين بدان معناست كه آنها اشتباه كرده اند؟


ادامه مطلب

دوشنبه هشتم مهر 1387 |

 

آن ها که طالب حقیقت هستند مطالعه کنند(قسمت اول)

نكاتي درباره دلايل بهايي براساس قرآن

 

مصوّب محفل روحاني ملّي بهائيان افريقاي جنوبي و مركزي

 

1 ـ تحرّي حقيقت

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ ﴿6﴾ حجرات46

1 ـ در بيان فوق به ما گفته شده است كه اگر فاسقي براي ما خبري بياورد بايد تحقيق نماييم: «اي مؤمنين ، اگر بدكاري خبري براي شما بياورد فوراً تحقيق كنيد مبادا به خاطر جهالت به ديگران صدمه بزنيد و بزودي از آنچه كرده ايد پشيمان شويد و توبه كنيد.»

 


ادامه مطلب

دوشنبه هشتم مهر 1387 |

 

از فعالین جنبش زنان بشنویم

فعالین جنبش زنان:
هر هزینه ای را پرداخت می کنیم


خبرنامه امیرکبیر
دیروز در مراسمی در تهران، جمعی از فعالان جنبش زنان تندیس “فرشته عدالت” را به نسرین ستوده اهدا کردند. فعالان ‏جنبش زنان، تندیس فوق را به پاس تقدیر از فعالیت های نسرین ستوده، برنده جایزه کمیته بین المللی حقوق بشر ایتالیا، در ‏دفاع از فعالان جنبش زنان و نیز دفاع از کودکان قربانی، به وی هدیه دادند. ‏ ‏

ادامه مطلب

دوشنبه هشتم مهر 1387 |

 

صلح به روایت نثر

معني صلح

صلح يعني نماد عقل انسان

صلح يعني وفا به عهد و پيمان

صلح يعني تكاملي در رفتار

جانشينيِّ جدال، با گفتار
.......


ادامه مطلب

دوشنبه هشتم مهر 1387 |

 

داستانی از حقایق...

آنکه شنید ، آنکه نشنید...

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت....


ادامه مطلب

یکشنبه هفتم مهر 1387 |

 

iman

ایمانتان شما را به مشکلات دچار نمی‌سازد، بلکه از آن عبور می‌دهد!


ادامه مطلب

شنبه ششم مهر 1387 |

 

دوستان عزیزم دوست داشتم از بزرگ بانویی یاد کنم که مدتی است شهامت و قوای قلب او مرا درگیر کرده است ..

                                                طاهره             .

 

تا  از  رخ   نازنین    نقاب  افکندی                آتش به نهاد شیخ وشاب  افکندی

            شوریده سران به پیچ و تاب افکندی                بس کوردلان به احتجاب افکندی

                                                ای از تو جهان به جذب وشور وغوغا

                                                یاد  تو خوش است ونام  تو  روح فزا            

یادم هست زمانی که کودک ونوجوان بودم در جامعه بهائی همچون امروز  حضرت طاهره مورد احترام خاصّی بودوخیلی اوقات درجلسات ازشرح زندگانی وخدمات اوسخن میرفت ودرذهن وفکرکودکانه مااومظهر فداکاری و ایمان وخلوص بود وهر قدر که زمان میگذشت احترام ما به شخصیّت اوبیشتر میشد.


ادامه مطلب

جمعه پنجم مهر 1387 |

 

با نام او ....

بنام خداوند مهربان

...امروز آنچه دیده می شود گواهی می دهد و بندگان را به خداوند یکتا

 می خواند.بگو امروز آفتاب بینایی از آسمان دانایی هویدا . نیکوست

 کسی که دید و شناخت . آنچه از ‌بیش گفته شد در این روزگار

 بدیدار . بگو ای دوستان خود را از دریای بخشش یزدانی دور منمائید

 چه که او بسیار نزدیک آمده آنکه بنهان بود آمده بر یک دستش آب

 زندگانی و بر دست دیگر فرمان آزادی بگذارید و بگیرید بگذارید آنچه

 در جهان دیده می شود و بگیرید آنچه را که دست بخشش می بخشد .

 آمده آنچه چشم روزگار مانند آن ندیده .ای دوستان بشتابید بشتابید

 بشنوید بشنوید...

 

 

پنجشنبه چهارم مهر 1387 |